توضيحات پروژه

برای خواندن این گزارش فایل PDF گزارش را دانلود کنید.

دیاسپورا و هویت دیاسپورایی

در این گزارش سعی شده است به اختصار نکاتی ارائه شود که شاید بتواند یاری‌رسان فیلم‌سازان در این حوزه باشد.

سلسله نشست‌های مرتبط با مفهوم دیاسپورا و هویت دیاسپورایی، با نمایش 10 فیلم در 8 نشست از تاریخ 24 اردیبهشت 1396 شروع شد و در تاریخ 29 مرداد 1396  به پایان رسید. این فیلم‌ها در جامعه نیومدیا طبق برنامۀ زمانبندی شده و با امکانات مناسب نمایش داده شدند. بعد از هر نمایش کارگردان و مخاطبان به گفتگو در باب محتوای تولیدشدۀ فیلم نشستند. نام مستندهایی که در این سلسله نشست نمایش داده شدند در ادامه آمده است.

با رجوع به گزارش مکتوب و تصویری هر نشست اطلاعات بیشتری از نمایش هر فیلم در دسترس خواهد بود.

«ستاره‌ای دور اما روشن»  | کارگردان: مرتضی آکوچکیان |  گزارش مکتوب و تصویری

«در فاصلۀ دو کوچ» | کارگردان: روبرت صافاریان | گزارش مکتوب و تصویری

«به کجا تعلق دارم؟»  | کارگردان: مهوش شیخ‌الاسلامی |  گزارش مکتوب و تصویری

«مدرسه گوشه حیاط» و «لبه تبغ» | کارگردان: فرزاد توحیدی |  گزارش مکتوب و تصویری

«کوچ خاک» | کارگردان: رایا نصیری | گزارش مکتوب و تصویری

«پاستای ایرانی» | کارگردان: وحید صداقت | گزارش مکتوب و تصویری

«یک لقمه خواب» | کارگردان: مونا زندی حقیقی | گزارش مکتوب و تصویری

«فیلمی برای تو» و «عشق واقعی» | کارگردان: ایمان بهروزی | گزارش مکتوب و تصویری

در نهایت چند نکته که شاید با توجه به آن‌ها سویۀ انتقادی و رهایی بخش فیلم‌ها پررنگ‌تر شود.

 

  • آنچه ما را به کوچ وامی‎دارد وعده‌ای از آن سوی مرز است. دیاسپورا می‌گوید دیگریِ بزرگِ بدونِ شکافی وجود دارد که میل با دربرگرفتن آن آرام می‌گیرد؛ یعنی وطنی وجود دارد که آدمی اگر پای در آن بگذارد به آرامش می‌رسد. پس شاید باید این وعده آگاهانه‌تر و همچنین انتقادی‌تر به تصویر کشیده شود.
  • برای ارائۀ تصویری آگاهانه باید خارج از چارچوب اندیشید. نباید از تهمت، استهزاء و به حاشیه‌رانده شدن ترسید. باید دست در دستِ به حاشیه‌رانده‌شدگان گذاشت.
  • الطاف همایونیِ دولت و بازار راه نجات نیست، در نتیجه شناسنامه‌دار شدن مهاجران افغانی در ایران تقلیل موضوع به نازل‌ترین سطح ممکن است.
  • همانطور که نمی‌توان مفهوم «هویت» را به «شناسنامه‌دار» بودن تقلیل داد، نمی‌توان «رفتن» را با «تسلیم» و «ماندن» را با «مبارزه» هم‌ارز کرد. نمی‌توان نسل را به تعاریف انسان‌شناسانه و یا فقط تجربیات زیسته تقلیل داد. نمی‌توان از هویت سخن راند و به سیاست‌های هویتی نپرداخت. فقط تحت یک شرایط می‌شود همۀ این چشم‌پوشی‌ها انجام شود، با بدیهی انگاری و اتکا به عقل سلیم.
  • برای رسیدن به تعریف یک نسل و هویت‌ باید نشانه‌های آن را در دل تاریخ ردیابی کرد.
  • برای شناخت مردمان نباید لزوماً از جنس آنان بود، در غیر اینصورت برای ساختن فیلمی دربارۀ داعش می‌بایست به آنان پیوست. اینجاست که هنر به کمک ما می‌آید و زمانی که می‌پرسیم، «آنجایی که ما آرام می‌گیریم و حالمان خوب است کجاست؟» دستمان را می‌گیرد و با خود به آنجا می‌برد. هنرِ امروز باید نشانمان دهد برای رسیدن به آنجا از چه مسیر و موانعی باید بگذریم. دیدن گرفتاری‌های شخصی دیگران زمانی رهایی بخش است که با امر جمعی و امر تاریخی پیوند بخورد.
  • ویژگیِ زندگی اجتماعی فرد اساسی می‌شود از فرایند معین کردن محدودۀ امر بیرون از خود. فرد از جریان زندگی اجتماعی‌اش، از طریق فهمی که از جهان ارائه می‌دهد به طور همزمان شرایط لازم برای مشخص کردن چه چیز بودن افراد دیگر و سوژه‌گی جمعی را فراهم می‌آورد.